خرید بک لینک
قربانی منم من در بسط توام مار از دهان نه زبان مار منم واریده و خیابان تنیده به من که در روان توام حالا شما بگویید آیا به تصویر ایمان دارید؟ بعد دست دراز کردند برای هوا وُ هوا برای آنها شد و من خداوند خیابان به آنها کلههای تاریکی بخشیدم حال که ارابهسوار و مست و خراب روی تخت میقیژیدم و دستهام لبهی خیابان سِر بود که نیفتم تونل به چشمهایتان ببندید بعد از بد حادثه تونل رفت ته حلق من و صندلیِ عقب ماشین کیفور شد ـ چرا پشتتو نگاه میکنی؟ ارابه به خود لرزید من روی تخت غش کردم بنزین مثل چشمههای نایابِ خوشبختی جوشید و قُلقُل همهی عقب را آتشی کرد و

برچسب: نویسنده: غزل کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:31

درباره کارِ شاعریِ نیما بیش از بیست سال آزمون و خطا، از مقدمهی شعر افسانه تا حرفهای همسایه نشان میدهد، نیما نه فقط شعر خود را، که به شکلی مضاعف، کار نظریاش (دربارهی شعرش) را به عرصهی رخداد، به امکانِ یک امکان تبدیل کرده است. او همهی دقتهایش در فرم، طرز کار و ترکیب آنها با مضمون، همهی آنچه از مفهومِ قطعه در نظر دارد، و هرآنچه را دربارهی شعرش اندیشیده بار دیگر در نثر خود، در کار نظریاش، در حرفهای همسایه پیاده میکند و به شکلی نبوغآمیز برای توضیح این انقلابِ ادبی در شعر معاصر به فرم نامهنگاری میرسد. فرمی که کافکا آن را «مراود

برچسب: نویسنده: غزل کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:31

آن زنِ دوبلینیهای جویس، آن زنِ داستان «حادثهای دردناک»، آن زنِ تا همیشه چهلوسه ساله که پیوستار خط آهن در استخوانهاش منفجر شد، فقط او دریافته بود که مسافران لوکومتیوِ تاریخ، انبوه سرخوش گیجوگول که بلیتهای آینده را پیشخرید کرده چیزی جز سوخت همان قطار، جز فسیل متحرک و محرک پیشرفت نخواهد بود. این را فقط «امیلی سینیکو» دریافته بود. آن «زنکودکِ عاشق» که هیچ راهی جز بازگشت به او برای ما باقی نمانده است. که یاد شعر براهنی میاندازدم:و زنیدن را طلبم/ اویانم دنیا را تا زیباشَد

برچسب: نویسنده: غزل کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:31

معرفی رمان سایهی باد «جهان کتابهای نادر مثل دنیایی است که هر صدایی در آن پژواک مییابد.» این جمله در صفحات پایانیِ رمان سایهی باد، چکیدهایست که میتوان کل داستان را در آن خلاصه کرد. روایت خوشساختِ کارلوس روئیس سافون، نویسندهی اسپانیاییِ داستان، به سبک رئالیسم جادویی، بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۶ میگذرد؛ سالهای پس از جنگ داخلیِ اسپانیا که به دیکتاتوریِ ژنرال فرانکو انجامید، بازهای تقریبا بیستساله از زندگیِ دنیل، راویِ اولشخص داستان، که در صبحی سرد همراه پدرش به کتابخانهای در شهر قدیمی بارسلونا میرود و، طبق سُنتی دیرینه، ا

برچسب: نویسنده: غزل کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:31

صفحه بندی